تبلیغات
روزمره های من
روزمره های من
تو خوب باش همه خوبن ..... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
تلویزیون داره میگه :
جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن …
یهو مامانم برگشته میگه :
مسیرشون مشخصه دیگه …
اینترنت ..آشپزخونه…
اینترنت…دستشویی…
اینترنت…تخت خواب …!!!

.




طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، داستان پند اموز، طنز،
[ بیست و نهم خرداد 91 ] [ 13:45 ] [ _ ]

زنها هرگز نمیگویند تو را دوست دارم
ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری
بدان که درون آنها جای گرفته ای . . .

 


[ بیست و هفتم خرداد 91 ] [ 10:53 ] [ _ ]
این داستان در باره یک دختر که معلم روستا بود و یک پسر باغبان است.
بزرگترین آرزوی پسر این بود که هر روز در کنار پنجره صدای زیبای دختر را بشنود .
او فکر می کرد که هیچ کسی همانند این دختر صدای نرم و دلنشین ندارد .
اما روزی از روزها ، پسر متوجه شد که صدای دختر گرفته است .
او در گوشه ای از حیاط مدرسه مخفیانه به داخل کلاس نگاه می کرد و متوجه شد دختر از نهایت درد گلو چهره اش تغییر کرده است .
پس از پایان کلاس ، پسر به سراغ دختر رفت و متوجه که دختر اهل جنوب است
و تحمل آب و هوای خشک شمالی را ندارد و به همین دلیل صدایش نیز تغییر کرده است .

روز بعد ، دختر متوجه فنجان آبی شد که روی میزش گذاشته شده بود . آب را نوشید . سپس ابرو در هم کشید و گفت : چقدر تلخ است .
اما پسر متوجه شد که صدای دختر پس از نوشیدن آب بهتر شده است .
زیرا او این آب را از جوانه نیلوفر تهیه کرده بود که با خوردن آن درد انسان کاهش می یابد .
پسر هر روز به این کار ادامه می داد و پس از چیدن جوانه ها ، دوایی آماده کرده و قبل از کلاس مخفیانه روی میز دختر می گذاشت .

روزی از روزها ، دختر زودتر از پسر به کلاس آمد و در پشت در پنهانی به تماشای حرکات پسر پرداخت و به ماجرا پی برد .
در همین جا از پسر پرسید : پس تو هر روز جوانه نیلوفر را برای من تهیه می کنی ؟
پسر سری تکان داد و با لکنت زبان جواب داد : بله ، بله ، متوجه شدم صدای شما تغییر کرده است
و این دوا برای کاهش درد شما مناست است . از آن به بعد ، پسر هر روز تخم نیلوفر را می چید و دوای دختر را آماده می کرد .
روزی از روزها ، پسر از معلم روستایی پرسید : تو دیگر از تلخی این دوا نمی ترسی ؟
دختر لبخندی زد و گفت : این شیرین ترین دارو جهان است



طبقه بندی: داستان پند اموز،
[ بیست و هفتم خرداد 91 ] [ 10:51 ] [ _ ]

فرانسه
پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!
دختر: با کمال میل موسیو !

ایتالیا
پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می‌پذیرم !

انگلیس
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ می‌تونیم در کنار هم باشیم!

ایران
پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ... پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ... ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ... ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ... پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ... هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ !
دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری راه افتادی دنبالِ ناموس مردم، بی‌ناموس! شماره تو می‌گیرم فقط واسه این‌که شرّتو زود کم کنی! ساعت 10 زنگ می‌زنم




طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، طنز،
[ بیست و هفتم خرداد 91 ] [ 10:50 ] [ _ ]
خواهرزادم یه نفر رو تو خیابون میبینه، میگه: ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟
یارو میگه: نه آقا من اصلا دبی نرفتم.
خواهرزادم میگه : چه جالب، اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ،حتما ۲ نفر دیگه بودن!




طبقه بندی: روزمره های من، طنز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 13:37 ] [ _ ]
رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟
یارو گفت : مشکی دیگه!
گفتم : پ
گفت: گمشوبیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونو مسخره میکنن.
گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام.
کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد بعدش گفت: پنیر بسته ای؟؟
گفتم: پ نه پ! متری؟؟
گفتم و فرار کردم



طبقه بندی: طنز، داستان پند اموز، درد دل ایرانی ها،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:59 ] [ _ ]
مراحل درس خوندن دانشجویان در ایام امتحانات :

خوابیدن روی جزوه

گرفتن مشکلات و نواقص گل های قالی
جمع کردن آشغال های ریز و درشت اطراف زمین
خاک گیری گوشه های موبایل
گرفتن چندین عکس با گوشی از خود در حالت های مختلف ژست درس خوندن
اس ام اس بازی با بچه های كلاس که هر کدوم چه قدر درس خوندن
خوندن یادگاری های جزوه که رفقا سرکلاس نوشتن
به فحش کشیدن استاد و فک و فامیل هاش
و در آخر هم خسته شدن ....  و رفتن به سمت اشپز خانه !  :|



طبقه بندی: روزمره های من، درد دل ایرانی ها، داستان پند اموز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:47 ] [ _ ]
عججججججججججججب کامیون با ادبی خدا حفظش کنه



برچسب ها: کامیون هم کامیونهای قدیم،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:41 ] [ _ ]

تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان

در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به استاد می گفتیم !




طبقه بندی: روزمره های من، درد دل ایرانی ها،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:36 ] [ _ ]
به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده..!


طبقه بندی: روزمره های من، درد دل ایرانی ها،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:36 ] [ _ ]

باباهامون جلوی باباهاشون پاشونو دراز نکردن

ما پاهامونو دراز کردیم اما به احترامشون جلوشون سیگار نکشیدیم

بچه هامون اگه تو جمع نزنن زیر گوشمون شانس آوردیم !




طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، داستان پند اموز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:35 ] [ _ ]

حتی اگر از دوران مهد کودکتون چشاتون ضعیف باشه

از نظر پدر و مادرتون این کامپیوتر صاحاب مرده باعثشه !!!!




طبقه بندی: طنز، روزمره های من،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:32 ] [ _ ]
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه: خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام! هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم… فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام!

_بعضی وقتا اگه خودتو بزنی به نفهمی خیلی خیلی خوب میشه اطرافیان رو شناخت و بقول مامانم دوست رو از دشمن تشخیص داد و دروغ رو از راست !!!



طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، داستان پند اموز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:25 ] [ _ ]
اگه کسی بهت گفت دوستت دارم ؛
 آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو :
 خوب بسه دیگه پاشو خیلی خندیدیم !
 اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم !



طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، طنز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:22 ] [ _ ]
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟
 میگم پــــ نه پــــ خار داشته باشه…



طبقه بندی: درد دل ایرانی ها، طنز،
[ بیست و دوم خرداد 91 ] [ 10:21 ] [ _ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


به نام خدا
با سلام خدمت کسانی که از وبلاگم دیدن میکنند من این وب رو برا دل خودم و برای یادداشت کردن ساختم که بعدا بیام و بخونم و ببینم چه روزایی رو داشتم